خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ

ديدگانشان به زير افتاده خوارى آنان را فرو مى‏ گيرد در حالى كه [پيش از اين] به سجده دعوت مى ‏شدند و تندرست بودند

فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ

پس مرا با كسى كه اين گفتار را تكذيب مى ‏كند واگذار به تدريج آنان را به گونه‏ اى كه در نيابند [گريبان] خواهيم گرفت

وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ

و مهلتشان مى‏ دهم زيرا تدبير من [سخت] استوار است

أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ

آيا از آنان مزدى درخواست مى ‏كنى و آنان خود را زير بار تاوان گرانبار مى‏ يابند

أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ

يا [علم] غيب پيش آنهاست و آنها مى ‏نويسند

فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ

پس در [امتثال] حكم پروردگارت شكيبايى ورز و مانند همدم ماهى [=يونس] مباش آنگاه كه اندوه زده ندا درداد

لَوْلَا أَنْ تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ

اگر لطفى از جانب پروردگارش تدارك [حال] او نمیکرد قطعا نكوهش شده بر زمين خشك انداخته مى ‏شد

فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ

پس پروردگارش وى را برگزيد و از شايستگانش گردانيد

وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

و آنان كه كافر شدند چون قرآن را شنيدند چيزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند و مى گفتند او واقعا ديوانه‏ اى است

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ

و حال آنكه [قرآن] جز تذكارى براى جهانيان نيست

الْحَاقَّةُ

آن رخ دهنده

مَا الْحَاقَّةُ

چيست آن رخ دهنده

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ

و چه دانى كه آن رخ دهنده چيست

كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ

ثمود و عاد آن حادثه كوبنده را تكذيب كردند

فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ

اما ثمود به [سزاى] سركشى [خود] به هلاكت رسيدند

وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ

و اما عاد به [وسيله] تندبادى توفنده سركش هلاك شدند

سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ

[كه خدا] آن را هفت‏ شب و هشت روز پياپى بر آنان بگماشت در آن [مدت] مردم را فرو افتاده مى‏ ديدى گويى آنها تنه ‏هاى نخلهاى ميان تهى‏ اند

فَهَلْ تَرَى لَهُمْ مِنْ بَاقِيَةٍ

آيا از آنان كسى را بر جاى مى ‏بينى