فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ

پس امروز او را در اينجا حمايتگرى نيست

وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ

و خوراكى جز چركابه ندارد

لَا يَأْكُلُهُ إِلَّا الْخَاطِئُونَ

كه آن را جز خطاكاران نمى ‏خورند

فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ

پس نه [چنان است كه مى ‏پنداريد] سوگند ياد مى ‏كنم به آنچه مى ‏بينيد

وَمَا لَا تُبْصِرُونَ

و آنچه نمى ‏بينيد

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ

كه [قرآن] قطعا گفتار فرستاده‏ اى بزرگوار است

وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلًا مَا تُؤْمِنُونَ

و آن گفتار شاعرى نيست [كه] كمتر [به آن] ايمان داريد

وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ

و نه گفتار كاهنى [كه] كمتر [از آن] پند مى‏ گيريد

تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ

[پيام] فرودآمده‏ اى است از جانب پروردگار جهانيان

وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ

و اگر [او] پاره‏ اى گفته ‏ها بر ما بسته بود

لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ

دست راستش را سخت مى‏ گرفتيم

ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ

سپس رگ قلبش را پاره میکرديم

فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ

و هيچ يك از شما مانع از [عذاب] او نمى ‏شد

وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ

و در حقيقت [قرآن] تذكارى براى پرهيزگاران است

وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ

و ما به راستى مى‏ دانيم كه از [ميان] شما تكذيب ‏كنندگانى هستند

وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ

و آن واقعا بر كافران حسرتى است

وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ

و اين [قرآن] بي‏شبهه حقيقتى يقينى است

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ

پس به [پاس] نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ

پرسنده‏ اى از عذاب واقع‏شونده‏ اى پرسيد

لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ

كه اختصاص به كافران دارد [و] آن را بازدارنده‏ اى نيست

مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ

[و] از جانب خداوند صاحب درجات [و مراتب] است

تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ

فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى ‏روند

فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا

پس صبر كن صبرى نيكو

إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا

زيرا آنان [عذاب] را دور مى ‏بينند

وَنَرَاهُ قَرِيبًا

و [ما] نزديكش مى ‏بينيم

يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ

روزى كه آسمانها چون فلز گداخته شود

وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ

و كوهها چون پشم زده گردد

وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا

و هيچ دوست صميمى از دوست صميمى [حال] نپرسد