فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ

از اين رو شفاعت‏ شفاعت‏ كنندگان به حال آنها سودى نمى ‏بخشد

فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ

چرا آنها از تذكر روى گردانند

كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ

گويى گورخرانى رميده‏ اند

فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ

كه از مقابل شيرى فرار كرده‏ اند

بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَى صُحُفًا مُنَشَّرَةً

بلكه هر كدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه‏ اى از سوى خدا براى او فرستاده شود

كَلَّا بَلْ لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ

چنين نيست كه آنان مى‏ گويند بلكه آنها از آخرت نمى‏ ترسند

كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ

چنين نيست كه آنها مى‏ گويند آن قرآن يك تذكر و يادآورى است

فَمَنْ شَاءَ ذَكَرَهُ

هر كس بخواهد از آن پند مى‏ گيرد

وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ

و هيچ كس پند نمى‏ گيرد مگر اينكه خدا بخواهد او اهل تقوا و اهل آمرزش است

لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ

سوگند به روز قيامت

وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ

و سوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامتگر كه رستاخيز حق است

أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ

آيا انسان مى ‏پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد

بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ

آرى قادريم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنيم

بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ

انسان شك در معاد ندارد بلكه او مى‏ خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت در تمام عمر گناه كند

يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ

از اين‏رو مى ‏پرسد قيامت كى خواهد بود

فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ

بگو در آن هنگام كه چشمها از شدت وحشت به گردش در آيد

وَخَسَفَ الْقَمَرُ

و ماه بى ‏نور گردد

وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ

و خورشيد و ماه يك جا جمع شوند

يَقُولُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ

آن روز انسان مى‏ گويد راه فرار كجاست

كَلَّا لَا وَزَرَ

هرگز چنين نيست راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد

إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ

آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است

يُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ

و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مى كنند

بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ

بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است

وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ

هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد

لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ

زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن [= قرآن] حركت مده

إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ

چرا كه جمع ‏كردن و خواندن آن بر عهده ماست

فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ

پس هر گاه آن را خوانديم از خواندن آن پيروى كن

ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ

سپس بيان و توضيح آن نيز بر عهده ماست