وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ

سوگند به انجير و زيتون

وَطُورِ سِينِينَ

و طور سينا

وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ

و اين شهر امن [و امان]

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ

[كه] براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم

ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ

سپس او را به پست‏ ترين [مراتب] پستى بازگردانيديم

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ

مگر كسانى را كه گرويده و كارهاى شايسته كرده‏ اند كه پاداشى بى‏ منت‏ خواهند داشت

فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ

پس چه چيز تو را بعد [از اين] به تكذيب جزا وامى دارد

أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ

آيا خدا نيكوترين داوران نيست

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ

بخوان به نام پروردگارت كه آفريد

خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ

انسان را از علق آفريد

اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ

بخوان و پروردگار تو كريمترين [كريمان] است

الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ

همان كس كه به وسيله قلم آموخت

عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ

آنچه را كه انسان نمى‏ دانست [بتدريج به او] آموخت

كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى

حقا كه انسان سركشى مى ‏كند

أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى

همين كه خود را بى ‏نياز پندارد

إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى

در حقيقت بازگشت به سوى پروردگار توست

أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى

آيا ديدى آن كس را كه باز مى‏ داشت

عَبْدًا إِذَا صَلَّى

بنده‏ اى را آنگاه كه نماز مى‏ گزارد

أَرَأَيْتَ إِنْ كَانَ عَلَى الْهُدَى

چه پندارى اگر او بر هدايت باشد

أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى

يا به پرهيزگارى وادارد [براى او بهتر نيست]

أَرَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى

[و باز] آيا چه پندارى [كه] اگر او به تكذيب پردازد و روى برگرداند [چه كيفرى در پيش دارد]

أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى

مگر ندانسته كه خدا مى ‏بيند

كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ

زنهار اگر باز نايستد موى پيشانى [او] را سخت بگيريم

نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ

[همان] موى پيشانى دروغزن گناه‏پيشه را

فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ

[بگو] تا گروه خود را بخواند

سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ

بزودى آتشبانان را فرا خوانيم

كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ

زنهار فرمانش مبر و سجده كن و خود را [به خدا] نزديك گردان